پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا با واکنشهای مختلفی
روبهرو شده است. عدهای که دل به میت رامنی، نامزد جمهوریخواه خوش کرده
بودند که شاید بعد از پیروزی «آزادی» و «دموکراسی» را برایشان با بمب و
موشک به ارمغان آورد، بعد از اعلام نتیجه فریاد وامصیبتا سر دادهاند و
پیروزی اوباما را پیروزی جمهوری اسلامی میدانند. از طرف دیگر، آنها که با
جنگ و حمله خارجی مخالفند از پیروزی اوباما خوشنودند. میگویند حداقل با
این یکی کمتر به «ما» فشار میآید و خطر حمله نظامی کمتر میشود. که این
یکی منطقیتر از آن یکی است و دست به ماجراجویی نمیزند. درست میگویند،
ولی با این حرفهایشان رازی را برملا میکنند که کسی حاضر به بیانش نیست؛
گرسنگی را به بمب ترجیح میدهیم. عملا قبول کردهایم قدرت و توان در دست
گرفتن سرنوشت خود را نداریم. فشار کمتر تحریمهای اوباما را به طلب کردن
حقمان از این حکومت جائر و برهم زدن معادله هستهای و تحریمها ترجیح
میدهیم. فشار ناآمدی و رخوت بر گلوهایمان روز به روز بیشتر و بیشتر میشود
و مجال فریاد زدن نمیدهد.
شفق سرخی خورشید مرده است، بر آسمان. رد و یاد نوری که بود. فردای روشنی که هست.
نمایش پستها با برچسب جنگ. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب جنگ. نمایش همه پستها
۱۳۹۱ آبان ۲۲, دوشنبه
۱۳۹۱ مهر ۳, دوشنبه
سرمایه و آبروی ایران خرج جاه طلبی نظام (سرمقاله جریده شماره ۳۲ شفق)
برای بسیاری از ما احمدینژاد و جلیلی و امثالشان یادآور نکبتند و دروغ و درد و خشم. با این حال هنگام سخنرانی آن یکی در سازمان ملل که سالن خالی میشود جایی در دلمان به درد میآید. یا آن یکی را که میبینیم همچون کودک خطا کارِ پشتِ در کلاس مانده، بر آستان دفتر نخست وزیر ترکیه این پا و آن پا میکند بلکه کسی به استقبالش بیاید، گرچه به لب خندهای میزنیم اما در دل میگرییم. به حال خودمان. به حال سرزمینی که روز به روز بیاعتبارتر و منفورتر و تنهاتر میشود. این تنهایی، این انزوای بیسابقه در تاریخ ایران صد دلیل دارد که یکی از آن ها، اگر نگوییم مهمترین آن ها، جاه طلبی بلاهتبار نظام (حاکم) است.
نظامی که در کار بدیهیات اقتصاد خود هم مانده و ادعای پیشوایی جهان و جهانیان دارد. نظامی که لاف زدنش مثل شرط بندی بر سر پرواز است برای جانور ناقصالخلقهای که مغز پیشکش، بال هم ندارد. و دست و پا زدن مدامش به سودای پرواز هم مضحک است هم رقتانگیز. در شرایطی که سی کشور در خلیج فارس مانور برگزار میکنند، با پیشرفتهترین تسلیحات، نظام ما با لگن و لوله و حلبی مقابله به مثل میکند. در خزر! یا قلم به مزدان را بسیج میکند که مرحبا بگویند برای زیردریایی و ناو و جنگندهای که در جنگ دوم جهانی هم مایه سرافکندگی بود. و از این همه بدتر با همان جاه طلبی بلاهتبار سرمایه ملی را به باد میدهد بر سر انرژی اتمی، که معلوم نیست حق مسلم کیست. و کدام سربلندی و آبادانی را برای کدام ایرانی قرار است به ارمغان بیاورد.
نتیجه این جاه طلبی، سرراستتر بگوییم این حماقت، یا خیانت حتی، چیزی نیست جز انزوای بیشتر نظام. و فشار روزافزون به ما مردمی که هیچ نقشی در تصمیمگیریهای آن نداریم. بار این جانور بیبال و مدعی پرواز را اما ما باید به دوش بکشیم: از تحریمهای بیسابقه و بیکاری و گرانی گرفته تا مرگ در خودروهای بنجل و بیحرمتی در این و آن کشور. آن وقت در وضعی که جاهطلبیِ نظام جز انزوا و فلاکت حاصلی نداشته، همان اندک سرمایه به باد نرفته پای واردات اجباری از چین و باج سبیل به روسیه هم باز صرف ارضای جاهطلبی میشود. خرج مانور و کمک به سوریه و کندن سوراخ موش برای برنامه هستهای و صاحبانش. و حاصل این همه باز انزوا وفلاکت بیشتر است. و چرخه منحوسی که میچرخد تا سقوط ناگزیر جانور بیبال که با آرزوی پرواز به گور میرود. قربانیان حقیقی چنان سقوطی اما ما خواهیم بود. و آزادی و استقلالمان. و حق مسلممان، که تعیین سرنوشت است نه انرژی هستهای. از این فاجعه گریزی نیست مگر ما بیصدا و بیرایماندگان فریاد و رأی مشتمان را باز پیدا کنیم.
نه به جنگ، برای آزادی (ستون چپ شماره ۳۲ جریده شفق)
در این روزها که دیوانگی رژیم در جنگ طلبی به حد اعلی رسیده است، مردم مستاصل از فشارهای اقتصادی روزافزون چشمهاشان به دنبال نوسانهای ارزی است که نکند نشانهای از جنگ باشد. تصویب قطعنامههای متعدد علیه ایران نیز که در واقع قطعنامه علیه مردم ایران است، روز به روز حلقه را تنگتر میکند. در چنین شرایطی فراخوان ۹ تن از فعالان مدنی و سیاسی برای صلح و آزادی، کورسوی امیدی است که شاید بتوان این حلقه باطل را با کمک ارادهی مردم شکست. این فراخوان مردم را به یاری میخواند تا با امضاکنندگان همراه شوند و از حاکمان بخواهند که با توقف اعمال تشنجزا و خشونتآفرین، بهانههای تحریم و جنگ علیه ایران را متوقف کنند. در فضای سیاسی کنونی که برخی با طمع رسیدن به قدرت یا توهم آزاد شدن توسط نیروی خارجی در طبل جنگ میکوبند، و دیگران نا امید از به ثمر رسیدن هر حرکت آزادیبخش به گوشهای خزیدهاند، جسارت امضاکنندگان کمپین صلح و آزادی ستودنی است. چنین حرکتهایی اگر بتوانند از سطح بیانیه فراتر روند و حمایت مردم را جلب کنند، با تکیه بر ارادهی مردم شاید که بتواان در برابر حاکم جنگافروز و نیروی خارجی همزمان ایستاد.
اشتراک در:
پستها (Atom)