شفق سرخی خورشید مرده است، بر آسمان. رد و یاد نوری که بود. فردای روشنی که هست.
‏نمایش پست‌ها با برچسب حجاب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حجاب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ مهر ۱۰, دوشنبه

هدف تفکیک جنسیتی: حذف زنان از جامعه (سرمقاله جریده ۳۳ شفق)

در سال تحصیلی جدید حق انتخاب در ۳۷ دانشگاه و در ۷۷ رشته تحصیلی از دانشجویان دختر گرفته شد. پروژه تفکیک جنسیتی در آموزش و پرورش، که از آغاز انقلاب فرهنگی و با جداسازی مدارس دخترانه و پسرانه در قالب اسلامی کردن مکان‌های تحصیلی آغاز شد، ادامه رویه‌ای بود که با روی کار آمدن جمهوری اسلامی و با اتکا به فرهنگ اسلامی غالب در جامعه آغاز به کار کرد. حکومت در تمامی این سال‌ها کوشیده جداسازی کتاب‌های درسی برای دختران و پسران، معرفی رشته‌ها و دانشگاه‌های تک‌جنسیتی و تعیین سقف یا محدودیت برای زنان در رشته‌های «مردانه» را با ارائه دلایلی از قبیل ایجاد آرامش خاطر برای خانواده‌های مذهبی از فرستادن دخترانشان به جامعه، کاهش فساد و بی بندوباری، کاهش میزان طلاق، و حفظ تعادل در بازار کار توجیه کند.
البته ارزیابی این اهداف نشان می‌دهد که سیاست تفکیک جنسیتی (جز تا حدودی در مورد ایجاد آرامش خاطر برای خانواده‌های مذهبی) در مجموع سیاستی شکست‌خورده است. اما واقعیت آن است که نگاهی به دیگر سیاست‌های جمهوری اسلامی در مورد زنان ما را به این نتیجه می‌رساند که  اصلی‌ترین هدف از همه آن ها تلاش برای حداقل کردن نقش زنان در اجتماع و بازگرداندن آن ها به نقش‌هایی است که دین و جامعه سنتی برای آن ها تعیین کرده است.
اتفاقی نیست که اولین عمل سیاسی خمینی در دهه چهل مخالفت با حق رای زنان است و از اولین اقدامات حکومت جدید بعد از انقلاب ۵۷، لغو قانون حمایت از حقوق زنان. و بعد هم اجباری کردن حجاب. تبدیل مرکز «امور مشارکت زنان» ریاست جمهوری به مرکز «امور زنان و خانواده» و کوتاه کردن ساعت‌های کاری زنان و اجازه دادن به آن ها به کار کردن از خانه، همه سیاست‌هایی هستند که به روشنی به دنبال حذف زن از جامعه و بازگرداندنش به چهاردیواری خانه می گردند. و البته هنوز هم اصلی‌ترین اعتراض عملای حوزه علمیه به حکومت این است که بی‌حجابی را جمع نکرده و یا زنی را وزیر کرده است.
البته به یمن وقاحت علنی شده این سال‌ها، حکومت در توجیه سیاست تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها پرده‌پوشی را هم کنار گذاشته است. دلایلی از این قبیل که «آمدن دخترها به دانشگاه باعث می‌شود دیرتر ازدواج کنند یا توقعشان در ازدواج بالاتر رود»، یا این‌که «دخترها نهایتا باید بچه بزرگ کنند، چرا این‌قدر خرج تحصیلشان شود» یا «نهایتا خرج خانواده را باید مرد بدهد پس آموزش و سر کار فرستادن مردها اولویت دارد» از زبان نماینده‌ها و مسئولان حکومتی بیان می‌شود.
این بار حکومت بعد از آن که در دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ تا حدودی کار از دستش خارج شد قصد دارد دوباره با تمام قدرت زن‌ها را به خانه برگرداند و در این مسیر، حذف تدریجی زنان از دانشگاه و به تبع آن بازار کار، در عمل با هدف افزایش و بازگرداندن وابستگی اقتصادی آن ها انجام می‌شود. وابستگی‌ای که در طول قرن‌ها کاراترین وسیله برای نگه داشتن زن‌ها زیر سلطه نظام مردسالار بوده است. «زن» می‌تواند کانون بسیاری از منازعاتی شود که اسلام سیاسی علیه دشمنانش به پیش می‌برد و وقتی دشمنی‌های گوناگون بالا زده‌اند، تحت حمله گرفتن این کانون دور از ذهن نیست.

۱۳۹۱ خرداد ۸, دوشنبه

جریده شفق - شماره ۱۷ (هفته دوم خرداد)



جریده شفق را بخوانید، پرینت بگیرید و پخش کنید.


نسخه پی‌دی‌اف برای پرینت گرفتن مناسب‌تر است. نسخه پی‌دی‌اف هر دو روی این شماره جریده شفق را از این‌جا بردارید.

حجاب اجباری؛ اهرم اعمال قدرت نظام (سرمقاله جریده شماره ۱۷ شفق)

«در وزارتخانه اسلامی نباید معصیت بشود. در وزارتخانه‌های اسلامی نباید زن‌های لخت بیایند. زن‌ها بروند اما باحجاب باشند. مانعی ندارد بروند کار کنند لیکن با حجاب شرعی باشند.»
آیت‌الله خمینی
۱۶ اسفند ۱۳۵۷

تنها یک ماه از انقلاب مردم ایران گذشته بود، انقلابی که زنان باحجاب و بی‌حجاب در کنار هم برای بر هم زدن نظام حاکم مبارزه کرده بودند. بعد از اعلام موضع سردمداران حکومت و در آستانه روز جهانی زن، تظاهراتی بر پا شد بر علیه ظلم نوین، ظلمی که شروع به قربانی گرفتن کرده بود. نظامی که زورش را، قدرتِ مردسالارش را با توسری بر سر زنان ایرانی هویدا می‌کرد، اولین سرکوب‌هایش را با فرستادن گروه‌های فشار برای کتک زدن «زن‌های لخت» به نمایش گذاشت.
اما خاموش بودند بسیاری که به زور لچک به سر مردمانی کردن را، آنقدر جدی نمی‌پنداشتند که بر علیه‌اش به پا خیزند. و چه آسان حکومت قدرت نمایی کرد. چه آسان ترس را برای هر بی‌حجابی عادی کرد. سال‌های دلهره از بدحجابی، از  بی‌حجابی، از «زن‌های لخت». سال‌ها گذشت، دهه‌ها گذشت. حکومت اما لحظه‌ای از اعمال این جلوه آشکار قدرتش عقب ننشست و سالی نبود که بسیاری از دختران و زنان را مورد بی‌حرمتی و اذیت قرار ندهد که چرا تار مویی بیرون دارند؛ اشعه‌ای بر دل زاهدان فاسد.
حکومت می‌دانست و می‌داند که روزی که زورش به «توسری» برای روسری نرسد، روز پایانش است، روز پایان قدرت‌نمایی آشکار و عمومی. روز پایان تنها ابزار نظام برای اعمال قدرت روزمره در بطن جامعه و مهمترین نماد نظام ولایی، نمادی که وجه‌ای متفاوت از بسیاری دیگر حکومت‌های مستبد برایش می‌تراشد. اما این همه قدرت‌نمایی به آسانی میسر نبود، حزب‌الهی می‌خواست، بسیجی می‌خواست، پلیس می‌خواست و گشت ارشاد. چرا که زنان و دختران به راحتی زیر بار این زورگویی پدرسالارانه نرفتند. به هزار سیما فریاد کشیدند که حق پوشش، از ابتدایی‌ترین و اساسی‌ترین آزادی‌هایشان است.
اما کمتر کسی از مبارزین علیه وضع موجود، این جنگ آشکار بین حکومت و مردم را به جنگ خودشان با استبداد افزوده اند. همانطور به آن بی‌اعتنایند که سی سال پیش بودند. باید از این ظلم آشکاری که بر زنان و دختران ایرانی می‌رود  همان قدر برآشفت که از حقوق نابرابرشان با مردان. نباید میان مبارزه برای آزادی بیان و اندیشه و آزادی پوشش فرقی گذاشت، هر دو در هم کوبیدن قدرت مستبدی را هدف قرار می‌دهند که زورش را بر هر فردی مستولی می‌کند. باید با این قدرت سرکوبگر در هر جایی که خود می‌نماید با تمام وجود جنگید، حجاب اجباری یکی از این میادین نبرد است.