یک شهید دیگر. یک مادر داغدار دیگر. نظامی که جنایتش حد و مرز نمیشناسد. مثل هراسش. دانشجویی را میرباید، شکنجه میکند، میکشد، و جسدش را در حمام خانه خودش میاندازد، با دست زخمی، انگار که رگش را زده، زیر آب گرم. برادرش میگوید «جسدش را که پیدا کردیم، چهار روز بعد، انگار زیر آب داغ پخته باشد». میگوید یک ماه سکوت کردند شاید فریادرسی باشد. که نبود. نیست. حتی برای آن که برادر دو شهید جنگ بیحاصل همین نظام بود. برادری دیگر، فرزندی دیگر را، خانوادهای باز زیر خاک کردند. اما اینبار بر خلاف قبل پرسیدند: چرا؟ به کدام گناه؟ از کدام کابوس بیپایان اینطور به جنون آمدهاند؟ به کدام جهنم میخواهند برسند؟ و این پرسش در محله و شهری دیگر تکرار شد. و چهرهای دیگر به کابوس ضحاک اضافه شد. و نامی دیگر به سیاهه سیهرویی نظام: کرامتالله زارعیان جهرمی.
شفق سرخی خورشید مرده است، بر آسمان. رد و یاد نوری که بود. فردای روشنی که هست.
نمایش پستها با برچسب ستون چپ. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب ستون چپ. نمایش همه پستها
۱۳۹۱ بهمن ۲, دوشنبه
۱۳۹۱ دی ۸, جمعه
فرصتطلبی و چرخه معیوب ارتجاع (ستون چپ جریده شماره ۴۵ شفق)
اسلام سیاسی قطعا برای ما ایرانیها پدیده جدیدی نیست اما بسیاری از کشورهای عرب منطقه که در جریان «بهار عربی» و وقایع بعد از آن به نوعی از فاعلیت در حیطه عمومی دست یافتهاند برای اولین بار با این پدیده برخورد کردهاند و طعم واقعی آن را بعد از رسیدن به قدرت چشیدهاند. با اینکه بسیاری از گروههای اسلامگرا، چه در ایران پیش از انقلاب و چه در کشورهای عربی پیش از «بهار»، در جریان انقلاب حضور داشتهاند ولی تحرکات بخشهای ارتجاعیتر اسلام سیاسی چیزی جز فرصتطلبی محض نبوده است. طیف مصباح یزدی که همواره نماینده بخشهای ارتجاعیتر اسلام سیاسی در ایران بوده است، در سالهای پیش از انقلاب مخالف سرسخت سیاست بود اما با باز شدن فضا بعد از انقلاب وارد سیاست رسمی شد و اکنون به یکی از تاثیرگذارترین بخشهای حاکمیت تبدیل شده است. در کشورهای عربی هم امروزه با گروههای مختلف سلفی روبهرو هستیم. بزرگترین مصیبت سیاستورزی فرصتطلبانه این گروهها سلب اعتماد مردم از سیاست و خالی شدن حیطه عمومی است که خود در چرخهای معیوب باعث قدرت گرفتن بیش از پیش این گروهها و تثبت ارتجاع میشود.
۱۳۹۱ آذر ۱۴, سهشنبه
ترک تحصیل اجباری دختران (ستون چپ جریده شماره ۴۲ شفق)
انتخاب و تصمیم به ادامه تحصیل برای دخترانی که در روستاها و شهرستانهای حاشیهای ایران زندگی میکنند هیچ گاه ساده نبوده است. معدودیت و یا فقدان مدارس و معلمان محلی در مناطق روستایی، فقر و افزایش روزمره هزینه حمل و نقل و تعصبات فرهنگی، همه و همه از جمله موانعی است که ادامه تحصیل را برای آنها دشوار میکرده است. اکنون اما با به اجرا درآمدن طرح تفکیک جنسیتی در مدارس و با به حد نصاب نرسیدن دانشآموزان دختر در برخی روستاها، حتی برای شمار اندکی که توان چیرگی بر حصارهای ذهنی و زیرساختی فعلی را داشتند، ترک تحصیل تنها انتخابی خواهد بود که آینده آنها را رقم میزند. و چندان سخت نیست تصور آیندهای که در انتظار دخترانیست که امید آن را داشتند تا با ادامه تحصیل خود را از چارچوبهای محدود و صلب اطرافشان برهانند. و اکنون مدارسی که تشکیل نخواهد شد، معلمان، پزشکان، وکلا و پرستارانی که نخواهند بود، و دخترانی که به ناچار بیش از پیش در انزوا و وابستگیهای اقتصادی و اجتماعی مردسالار فرو خواهند رفت. و چرخهای که میچرخد تا نظام سلطه و انفعال را هرچه عمیقتر نهادینه کند. و اما سؤال اینجاست: آیا جمهوری اسلامی، با به اجرا گذاشتن طرح تفکیک جنسیتی از چنین عواقبی ناآگاه است؟
۱۳۹۱ آذر ۷, سهشنبه
خیمه شب بازی سیاست غیرمردمی (ستون چپ جریده شماره ۴۱ شفق)
با ارائه طرح سوال از رئیس دولت در مجلس، محمود احمدینژاد قرار بود در صحن مجلس حاضر شود تا به سوالات مثلا نمایندگان مردم پاسخ دهد. اما علی خامنهای بار دیگر با یک حکم حکومتی به میدان آمد و دستور به توقف این فرآیند داد. او با تکرار چندباره این جمله که «از اينجا به بعد ديگر ادامه پيدا نكند. همين جا تمامش بكنند؛ همين جا تمام كنند قضيه را. مجلس يك امتحان خوبى داده است، يك امتحان خوبى مسئولين اجرائى دادهاند»، بار دیگر نشان داد که همین ساز و کار ناقص نهادهای نصفه و نیمه انتخابی را هم صرفا در حد یک نمایش میداند. نمایشی که اگر دوباره به آن تن دهد، مهره چموشی چون محمود احمدینژاد را در بازی قدرت او وارد میکند که باید با همین دست حکمهای حکومتی از شر آن خلاص شود. او آنقدر قدرت خود را در خطر میبیند که لازم دیده است این حکم را نه به صورت نامه و دستور کتبی، که از یک تریبون عمومی در جمع بسیجیان بیان کند. پس از کودتای ۸۸ هرگونه نهاد و ساز و کار انتخابی بیمعنا شد، حالا دیگر دیکتاتور به همان شکل نمایشی آن هم تن نمیدهد.
۱۳۹۱ آبان ۲۸, یکشنبه
ناجوانمردانه سرد است! (ستون چپ جریده شماره ۴۰ شفق)
یش از سه ماه از زلزله آذربایجان میگذرد و زلزلهزدگان در آستانه زمستان
هنوز در زیر چادرها هستند و سرپناهی ندارند. حکومت قول داده بود که برایشان
خانه بسازد. قولی که همه میدانستند به مانند قولهای دیگرش در این همه
سال عملی نخواهد شد. حتی خود حکومت هم میدانست که قولش باد هواست. اما کاش
اقلا به طمع کسب محبوبیت هم که شده کاری برای مردمی میکردند که هر روزی
که میگذرد اوضاعشان بدتر میشود. انتظار بیجایی است از آنهایی که رو در
روی مردم ایستادهاند و حتی به نیروهای داوطلب هم اجازه کمک به
زلزلهزدگان را نمیدهند. خوب میدانند همین کمکها نخهای اتصالی خواهد شد
میان مردم که خودشان به درد خودشان برسند، و به دنبال همین در مواقع ضروری
دیگر هم به داد هم خواهند رسید. آذربایجان زمستان سختی دارد. اما بهار که
بیاید و به طمع جمع کردن رای، سفرهای استانی آقایان دوباره به راه بیفتد،
هر آن کس که از سوز سرما جان به در برده باشد، نیمنگاهی هم به کاروانهای
گدایی رای آنها نخواهد کرد. ما مردم، همین امروز، وقتی که نیاز داریم، به
یاری هم میرویم.
۱۳۹۱ آبان ۲۲, دوشنبه
پایکوبی برای کدام پیروزی؟ (ستون چپ جریده شماره ۳۹ شفق)
پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا با واکنشهای مختلفی
روبهرو شده است. عدهای که دل به میت رامنی، نامزد جمهوریخواه خوش کرده
بودند که شاید بعد از پیروزی «آزادی» و «دموکراسی» را برایشان با بمب و
موشک به ارمغان آورد، بعد از اعلام نتیجه فریاد وامصیبتا سر دادهاند و
پیروزی اوباما را پیروزی جمهوری اسلامی میدانند. از طرف دیگر، آنها که با
جنگ و حمله خارجی مخالفند از پیروزی اوباما خوشنودند. میگویند حداقل با
این یکی کمتر به «ما» فشار میآید و خطر حمله نظامی کمتر میشود. که این
یکی منطقیتر از آن یکی است و دست به ماجراجویی نمیزند. درست میگویند،
ولی با این حرفهایشان رازی را برملا میکنند که کسی حاضر به بیانش نیست؛
گرسنگی را به بمب ترجیح میدهیم. عملا قبول کردهایم قدرت و توان در دست
گرفتن سرنوشت خود را نداریم. فشار کمتر تحریمهای اوباما را به طلب کردن
حقمان از این حکومت جائر و برهم زدن معادله هستهای و تحریمها ترجیح
میدهیم. فشار ناآمدی و رخوت بر گلوهایمان روز به روز بیشتر و بیشتر میشود
و مجال فریاد زدن نمیدهد.
۱۳۹۱ آبان ۱۵, دوشنبه
محکومیت نظام در دادگاه (ستون چپ جریده شماره ۳۸ شفق)
دادگاه نمادین رسیدگی به اعدام های دهه ۶۰ که با هدف رسیدگی به اسناد و
مدارک خانوادهها و بازماندگان کشتارهای سیاسی بعد از انقلاب و قضاوت
عاملان آن در مرکز حقوق بشر سازمان عفو بینالملل برگزار شد، رژیم جمهوری
اسلامی ایران و رهبران آن را به جنایت علیه بشریت محکوم کرد. هرچند که حکم
نهایی این دادگاه در حال حاضر فاقد هرگونه ضمانت اجرایی است، اما کوشش
برگزارکنندگان و شرکتکنندگان در افشای رویدادهای دهه ۶۰ که به کشتار علنی و
همچنین مخفیانه حدود ۲۰,۰۰۰ زندانی سیاسی در دهه اول بعد از انقلاب منجر
شد، قدم بزرگی است در جهت جمعآوری و ثبت حقایق تلخی که برای تعداد زیادی
از خانواده های ایرانی کماکان پررنگترین و پراهمیتترین بخش از تجربه
انقلاب و سیاستهای جمهوری اسلامی است. جمعآوری این اسناد شروعی است برای
ما و نسلهای بعدی، برای درک فجایایی که در سایه روایتهای رسمی و تحریف
شده حکومت کمتر شنیده و یا به رسمیت شناخته میشوند. و دعوتی است برای به
اشتراک گذاشتن روایتهای زنان و مردانی که در این سالها استوار و مصمم راه
رفتگانشان را ادامه دادند و با سانسور و سرکوب نظام مبارزه کردند. و
همچنین برای گروهی دیگر، آنانی که هرچند فراموش نکردند، اما با از دست
دادن عزیزانشان امید به تغییر، انقلاب و سیاست را هم با دلسردی دفن کردند و
به تاریخ سپردند.
۱۳۹۱ آبان ۸, دوشنبه
نظام، تشنه اعدام است (ستون چپ جریده شماره ۳۷ شفق)
هفته گذشته ١٠ نفر دیگر در تهران اعدام شدند. بنا بر آمارهای خود جمهوری
اسلامی، در سال گذشته به طور متوسط روزانه ٢ نفر اعدام شدهاند که جرم
بیشترشان مرتبط با مواد مخدر اعلام شده است. صرف تعداد بالای اعدامها نشان
میدهد که این افراد نه از روسای باندهای بزرگ مواد مخدر که عموما از
حلقههای پایینتر چرخه مواد مخدر بودهاند. در عین حال باید گفته احمد
قابل را به یاد داشته باشیم که تعداد اعدامهایی که در دوره حبس او در
زندان وکیل آباد مشهد اجرا شده حدودا ١٠ برابر تعدادی است که در خبرها
اعلام شده است. ما پیشتر در مخالفت با اصل مجازات اعدام نوشتهایم. اما
آنچه این سالها و مشخصا تحت ریاست جدید قوه قضائیه اتفاق میافتد در
ابعادی است که حتی کسانی هم که به هر دلیل با کلیت مجازات اعدام مخالف
نیستند، باید به آن اعتراض کنند. اعدام دهها قاچاقچی آن هم در بخشهایی از
ایران مثل سیستان و بلوچستان که به دلیل محرومیت باورنکردنی، قاچاق از
معدود شغلهای ممکن است، بیشتر به قتل عام میماند تا مجازات.
۱۳۹۱ مهر ۲۴, دوشنبه
نظام نمی تواند عقب بنشيند (ستون چپ جریده شماره ۳۵ شفق)
رهبر جمهورى اسلامى میگويد حتى اگر از برنامه هستهاى دست بكشيم هم
«دشمن» دست نمیكشد. اين بار را پر بیراه نمیگويد. و با همين ذهنيت است
كه عقبنشينى را، ولو يك قدم، جايز نمیداند. ذهنیتی كه شخص اول نظام،
خود نظام، سياست خارجى و داخلیاش را بر آن بنا كرده است. و در هر فرصتى،
به ويژه از نماز جمعه ٢٩ خرداد ٨٨ به بعد، آن را بر فرق مخالفان و منتقدانش
میکوبد. با اين حال همچنان پرشمارند از بد حادثه به سياست پناه آوردگانى
كه هر ضربه را تاب میآورند و فرياد نمیزنند، به اميد آنكه گشايشى حاصل
شود. راه برگشتى به دل نظام. اين اميد، اين خيال باطل، نه انتخابى اخلاقى
كه جبر موقعيت است. جبر خاستگاه و پيشينه کسانی که جز در موقعیت مخالف درون
«همین» نظام، محلی از اعراب ندارند. «نظام» این را خوب میداند. و تا
قیام قیامت جز لبخندی گشاد، گشایشی ارزانیشان نمیدارد.
۱۳۹۱ مهر ۱۰, دوشنبه
هشدار طومارهای کارگری را بشنویم (ستون چپ جریده ۳۳ شفق)
کسی صدای کارگران را نمیشنود. نه رسانهها و نه حتی دولتی که در شرح وظایف شغلیاش در وزارت کار باید به امور کارگران رسیدگی کند. در ۲۷ خرداد امسال ۱۰هزار کارگر در نامهای به وزیر کار با توجه به تورم موجود خواستار افزایش دستمزد شده بودند. جوابی دریافت نکردند و حالا ۱۰ هزار کارگر دیگر به امضاکنندگان پیوسته اند و در نامهای دیگر در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدها، بی کارسازیها، قراردادهای موقت، ناامنی شغلی و دستمزدهای زیر خط فقر هشدار دادهاند که بسیاری از اقلام غذایی و حیاتی به سرعت در حال برچیده شدن از سفره خالی کارگران است. کارگران در این نامه ضمن اعتراض به عملکرد وزیر کار گفته اند که در این شرایط وخیم اقتصادی نه تنها صدایش درنیامده است، بلکه حتی زحمت پاسخ به نامه قبلی را نداده است؛ انگار که آن وزارتخانه «هیچ ربطی به کارگران و معیشت آنان ندارد». باشد که این نامهها، اگر گوشهای کر وزیر کار و دیگر سران «حامی مستضعفین» را باز نمیکند، تلنگری باشد برای همه ما که برای به دست گرفتن سرنوشت خود از آن ها بیاموزیم و با آن ها همراه شویم.
۱۳۹۱ مهر ۳, دوشنبه
نه به جنگ، برای آزادی (ستون چپ شماره ۳۲ جریده شفق)
در این روزها که دیوانگی رژیم در جنگ طلبی به حد اعلی رسیده است، مردم مستاصل از فشارهای اقتصادی روزافزون چشمهاشان به دنبال نوسانهای ارزی است که نکند نشانهای از جنگ باشد. تصویب قطعنامههای متعدد علیه ایران نیز که در واقع قطعنامه علیه مردم ایران است، روز به روز حلقه را تنگتر میکند. در چنین شرایطی فراخوان ۹ تن از فعالان مدنی و سیاسی برای صلح و آزادی، کورسوی امیدی است که شاید بتوان این حلقه باطل را با کمک ارادهی مردم شکست. این فراخوان مردم را به یاری میخواند تا با امضاکنندگان همراه شوند و از حاکمان بخواهند که با توقف اعمال تشنجزا و خشونتآفرین، بهانههای تحریم و جنگ علیه ایران را متوقف کنند. در فضای سیاسی کنونی که برخی با طمع رسیدن به قدرت یا توهم آزاد شدن توسط نیروی خارجی در طبل جنگ میکوبند، و دیگران نا امید از به ثمر رسیدن هر حرکت آزادیبخش به گوشهای خزیدهاند، جسارت امضاکنندگان کمپین صلح و آزادی ستودنی است. چنین حرکتهایی اگر بتوانند از سطح بیانیه فراتر روند و حمایت مردم را جلب کنند، با تکیه بر ارادهی مردم شاید که بتواان در برابر حاکم جنگافروز و نیروی خارجی همزمان ایستاد.
اشتراک در:
پستها (Atom)